بخش 19
عقد ودیعه - اکراه در قبض
جلد 4، صفحه 36📚 اکراه در قبض
در بخش قبل، گفتیم که قبض (تسلیم مال) در تحقق تعهدات ودیعه نقش اساسی دارد. حالا در این بخش، میخواهیم یک سؤال مهم را بررسی کنیم: اگر امین، مجبور به قبض مال شود، چه اتفاقی میافتد؟ آیا او مسئولیت دارد یا نه؟
🔑 اصل کلی: اکراه در قبض، مسئولیتی ایجاد نمیکند
چون عقد ودیعه جایز است، پس از ایجاب و قبول:
🔹 مودع (مالک) را نمیتوان اجبار به سپردن مال کرد.
🔹 امین (مستودع) را نمیتوان ناگزیر از قبض آن ساخت.
💡 مثال: شما به همسایهتان میگویید: «این بسته را برای من نگه دار.» همسایه میگوید: «نه، نمیخواهم.» شما نمیتوانید او را مجبور کنید که بسته را قبول کند و اگر هم او را مجبور کنید، مسئولیتی در حفظ آن ندارد.
🧐 یک سؤال مهم: اگر امین بعداً راضی شود، چه میشود؟
پرسشی که فقیهان مطرح کردهاند این است که:
اگر امین، پس از مدتی، به نگهداری از مال راضی شود و به اختیار خود، آن را به تصرف گیرد، آیا او امین مالک محسوب میشود (ودیعه) یا امانت شرعی (امانت قانونی)؟
💡 مثال: شما یک بسته را در خانهی همسایه میگذارید و او نمیخواهد قبول کند. یک هفته بعد، همسایه پشیمان میشود و میگوید: «باشد، خودم از آن نگهداری میکنم.» آیا اینجا، رابطهی شما با همسایه، ودیعه است یا امانت شرعی؟
🔑 چرا پاسخ به این سؤال مهم است؟
پاسخ به این سؤال، از دو جهت اهمیت دارد:
جهت اول: زمان بازگرداندن مال
🔹 اگر متصرف، امین مالک (ودیعه) باشد، میتواند مال را تا زمانی که مالک مطالبه نکرده است، نگه دارد.
🔹 اگر مال، امانت شرعی تلقی شود، متصرف وظیفه دارد در نخستین امکان، مال را به مالک بدهد و اگر این کار را نکند، غاصب محسوب میشود.
💡 مثال: اگر همسایه، امین مالک باشد، میتواند بسته را تا وقتی که شما بگویید «پس بده» نگه دارد. اما اگر امانت شرعی باشد، باید در اولین فرصت، بسته را به شما برگرداند.
جهت دوم: مسئولیت از چه زمانی شروع میشود؟
🔹 اگر قبض اختیاری، تنفیذ (تأیید) عمل اکراهآمیز پیشین به حساب آید، متصرف را از زمان قبض اکراهآمیز نیز مسئول قرار میدهد.
🔹 اگر مال، امانت شرعی باشد، متصرف فقط از زمان قبض اختیاری، مسئولیت پیدا میکند.
💡 مثال: اگر همسایه از روز اول (زمان اکراه) مسئول باشد، باید خسارت احتمالی آن روزها را بپردازد. اما اگر امانت شرعی باشد، فقط از روزی که راضی شده و قبول کرده، مسئول است.
💡 سه نظر در فقه امامیه
در فقه امامیه، دربارهی این موضوع، سه نظر مختلف وجود دارد:
نظر اول: عقد ودیعه محقق میشود
📌 استدلال:
🔹 در این فرض، مالک اذن و نیابت در حفظ مال را داده است، اما به دلیل اینکه قبول نشده، ودیعه محقق نشده است.
🔹 در ودیعه و سایر عقود جایز، پیوسته بودن ایجاب و قبول ضرورتی ندارد و ممکن است بین آنها مدتی فاصله بیفتد.
🔹 حالا که مکره (امین) با قبض اختیاری، نیابت در حفظ مال را میپذیرد، عقد ودیعه محقق میشود.
💡 مثال: شما به همسایه گفتید «بسته را نگه دار» (ایجاب). او قبول نکرد. یک هفته بعد، همسایه میگوید: «قبول میکنم» (قبول). اینجا، عقد ودیعه از لحظهی قبول منعقد میشود، چون ایجاب شما هنوز باقی است.
نظر دوم: ودیعه از ابتدا تنفیذ میشود
📌 استدلال:
🔹 در جایی که مکره به اختیار از مال نگهداری میکند، در واقع ودیعه را از ابتدا تنفیذ (تأیید) مینماید.
🔹 بنابراین، باید از تاریخ عقد، او را امین شمرد و از تاریخ قبض، مسئول دانست.
💡 مثال: همسایه، یک هفته بعد که راضی میشود، یعنی قبول میکند که از ابتدا هم باید امین میبود. پس از همان روز اول (زمان اکراه) امین محسوب میشود.
نظر سوم: امانت شرعی است، نه ودیعه
📌 استدلال:
🔹 چون اذن مالک، قبلاً از طرف قبضکننده رد شده است، دیگر ایجاب معتبر نیست.
🔹 اگر به اختیار مال را در تصرف خود گیرد، باید آن را امانت شرعی به حساب آورد، نه ودیعه.
💡 مثال: شما به همسایه گفتید و او رد کرد. یک هفته بعد که راضی میشود، ایجاب شما دیگر اعتبار ندارد (چون مالک قبلاً آن را پس نگرفته بود، اما رد شدن توسط همسایه، ایجاب را از بین برده است). پس رابطهی آنها، امانت شرعی است، نه ودیعه.
✅ تحلیل نهایی: باید موارد را از هم تفکیک کرد
برای اینکه بتوانیم قضاوت درستی داشته باشیم، باید موارد گوناگون را از هم تفکیک کنیم:
حالت اول: امین قبلاً قبول کرده، اما از قبض خودداری کرده است
اگر امین، پس از قبول ودیعه، از قبض مال خودداری کند و مالک ناچار به اکراه شود:
🔹 باید عقد را در اثر فسخ امین، منحل شده دانست.
🔹 با انحلال عقد جایز، دیگر اذنی باقی نمیماند که قبض دوباره به منزلهی قبول آن باشد.
🔹 بنابراین، قبض دوباره، ودیعهای ایجاد نمیکند.
💡 مثال: خواهرتان قبلاً قبول کرده بود که طلاها را نگهداری کند، اما بعداً از گرفتن آنها خودداری کرد. شما او را مجبور کردید که طلاها را بگیرد. یک هفته بعد، او راضی میشود که از آنها نگهداری کند. اینجا، چون قبلاً عقد را فسخ کرده بود، دیگر ودیعهای شکل نمیگیرد.
حالت دوم: امین، ایجاب مالک را قبلاً رد کرده است
در موردی که ایجاب مالک را طرف خطاب نمیپذیرد و در نتیجه، اجبار به قبض میشود:
🔹 انکار او باعث از بین رفتن ایجاب میگردد.
🔹 قبض مجدد، اثری در انعقاد ودیعه ندارد.
🔹 چون اگر ودیعه عقد باشد، ایجاب آن، ارزشی بیش از قبول ندارد و به تنهایی، به ویژه در صورت رد طرف دیگر، باقی نمیماند.
💡 مثال: شما به همسایه گفتید و او رد کرد. یک ماه بعد که راضی میشود، ایجاب شما دیگر معتبر نیست و ودیعهای منعقد نمیشود.
حالت سوم: امین در نتیجهی اکراه قبول کرده، سپس تنفیذ میکند
اگر امین در نتیجهی اکراه، ودیعه را قبول کند و مال را به عنوان امانت نزد خود نگه دارد:
🔹 تنفیذ این عمل حقوقی که با قبض اختیاری اعلام شده است، عقد را از ابتدا نافذ میکند.
🔹 باید مال را در دست او، امانت مالکانه شمرد، نه امانت شرعی.
💡 مثال: شما همسایه را مجبور کردید که بسته را قبول کند. او هم قبول کرد، اما با اکراه. یک هفته بعد، او داوطلبانه میگوید: «باشد، خودم از آن نگهداری میکنم.» اینجا، چون او از ابتدا قبول کرده بود (هرچند با اکراه)، تنفیض او، عقد را از ابتدا نافذ میکند و او از همان روز اول، امین بوده است.
📎 پاورقی: نظرات فقیهان
📌 قاعدهی فقهی:
«على اليد ما أخذت حتى تؤدى» (بر عهدهی کسی است که چیزی را گرفته تا زمانی که آن را برگرداند).
📌 منبع: شهید ثانی، مسالک الافهام، جلد ۱، صفحه ۳۰۳.
📌 نظر صاحب جواهر:
صاحب جواهر، قصد متصرف را در تمیز عنوان حقوقی او مؤثر میداند. یعنی اگر متصرف، قصد امانتداری داشته باشد، امین است و اگر قصد غصب داشته باشد، غاصب است.
📌 منبع: شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، جلد ۲۷، صفحه ۱۰۰.
📌 تفاوت بین دو حالت:
بعضی از فقیهان گفتهاند که باید بین دو حالت تفاوت قائل شد:
🔹 حالت اول: جایی که متصرف، به عنوان مستودع (امین) و با قصد پذیرش نیابت، دست به قبض میزند.
🔹 حالت دوم: جایی که متصرف، چنین قصدی ندارد.
در حالت اول، او امین است و در حالت دوم، ضامن است.
📌 منبع: سید محمد مجاهد، مناهل، کتاب ودیعه - شهید ثانی، مسالک، جلد ۱، صفحه ۳۰۳.
📝 جمعبندی نهایی (با مثالهای کامل)
📌 اصل کلی: اکراه در قبض، مسئولیتی ایجاد نمیکند
چون ودیعه عقدی جایز است، هیچکس را نمیتوان مجبور به قبض مال کرد و اگر هم مجبور شود، مسئولیتی در حفظ آن ندارد.
💡 مثال: همسایه را مجبور میکنید بسته را قبول کند. اگر بسته خراب شود، همسایه مسئول نیست.
🧐 اگر امین بعداً راضی شود، چه میشود؟
سه نظر وجود دارد:
نظر اول: ودیعه محقق میشود
چون در عقود جایز، ایجاب و قبول نیازی به پیوستگی ندارند.
💡 مثال: شما گفتید و همسایه رد کرد. یک هفته بعد قبول کرد. عقد از لحظهی قبول منعقد میشود.
نظر دوم: ودیعه از ابتدا تنفیذ میشود
قبض اختیاری، به منزلهی تأیید عمل قبلی است.
💡 مثال: همسایه از همان روز اول، امین محسوب میشود و از همان روز مسئول است.
نظر سوم: امانت شرعی است
چون ایجاب قبلاً رد شده، دیگر اعتباری ندارد.
💡 مثال: همسایه رد کرده بود، پس ایجاب از بین رفته و دیگر ودیعهای شکل نمیگیرد.
✅ تحلیل نهایی: باید موارد را تفکیک کرد
حالت اول: امین قبلاً قبول کرده، اما از قبض خودداری کرده
عقد منحل شده و قبض دوباره، ودیعه ایجاد نمیکند.
💡 مثال: خواهرتان قبول کرده بود، اما بعداً خودداری کرد. شما او را مجبور کردید. یک هفته بعد راضی شد. چون عقد را فسخ کرده بود، دیگر ودیعهای شکل نمیگیرد.
حالت دوم: امین، ایجاب را رد کرده است
انکار امین، ایجاب را از بین میبرد و قبض مجدد، اثری ندارد.
💡 مثال: همسایه رد کرده بود، پس یک ماه بعد که راضی میشود، دیگر ایجاب معتبر نیست.
حالت سوم: امین با اکراه قبول کرده، سپس تنفیذ کرده است
تنفیذ، عقد را از ابتدا نافذ میکند و مال، امانت مالکانه است.
💡 مثال: همسایه با اکراه قبول کرده بود، یک هفته بعد داوطلبانه تنفیذ کرد. از ابتدا امین بوده و مسئول است.
📎 نکتهی فقهی:
قصد متصرف، در تعیین عنوان حقوقی او مؤثر است. اگر قصد امانت داشته باشد، امین است و اگر قصد غصب داشته باشد، ضامن است.
💡 نکتهی نهایی:
در اکراه در قبض، باید بین حالات مختلف تفاوت قائل شد. اگر امین، قبلاً عقد را پذیرفته و سپس از قبض خودداری کرده، عقد منحل میشود و قبض دوباره اثری ندارد. اگر ایجاب را رد کرده، ایجاب از بین میرود و ودیعهای شکل نمیگیرد. اما اگر با اکراه قبول کرده و سپس به اختیار تنفیذ کند، عقد از ابتدا نافذ میشود و مال، امانت مالکانه (ودیعه) محسوب میشود.
در بخش قبل، گفتیم که قبض (تسلیم مال) در تحقق تعهدات ودیعه نقش اساسی دارد. حالا در این بخش، میخواهیم یک سؤال مهم را بررسی کنیم: اگر امین، مجبور به قبض مال شود، چه اتفاقی میافتد؟ آیا او مسئولیت دارد یا نه؟
🔑 اصل کلی: اکراه در قبض، مسئولیتی ایجاد نمیکند
چون عقد ودیعه جایز است، پس از ایجاب و قبول:
🔹 مودع (مالک) را نمیتوان اجبار به سپردن مال کرد.
🔹 امین (مستودع) را نمیتوان ناگزیر از قبض آن ساخت.
💡 مثال: شما به همسایهتان میگویید: «این بسته را برای من نگه دار.» همسایه میگوید: «نه، نمیخواهم.» شما نمیتوانید او را مجبور کنید که بسته را قبول کند و اگر هم او را مجبور کنید، مسئولیتی در حفظ آن ندارد.
🧐 یک سؤال مهم: اگر امین بعداً راضی شود، چه میشود؟
پرسشی که فقیهان مطرح کردهاند این است که:
اگر امین، پس از مدتی، به نگهداری از مال راضی شود و به اختیار خود، آن را به تصرف گیرد، آیا او امین مالک محسوب میشود (ودیعه) یا امانت شرعی (امانت قانونی)؟
💡 مثال: شما یک بسته را در خانهی همسایه میگذارید و او نمیخواهد قبول کند. یک هفته بعد، همسایه پشیمان میشود و میگوید: «باشد، خودم از آن نگهداری میکنم.» آیا اینجا، رابطهی شما با همسایه، ودیعه است یا امانت شرعی؟
🔑 چرا پاسخ به این سؤال مهم است؟
پاسخ به این سؤال، از دو جهت اهمیت دارد:
جهت اول: زمان بازگرداندن مال
🔹 اگر متصرف، امین مالک (ودیعه) باشد، میتواند مال را تا زمانی که مالک مطالبه نکرده است، نگه دارد.
🔹 اگر مال، امانت شرعی تلقی شود، متصرف وظیفه دارد در نخستین امکان، مال را به مالک بدهد و اگر این کار را نکند، غاصب محسوب میشود.
💡 مثال: اگر همسایه، امین مالک باشد، میتواند بسته را تا وقتی که شما بگویید «پس بده» نگه دارد. اما اگر امانت شرعی باشد، باید در اولین فرصت، بسته را به شما برگرداند.
جهت دوم: مسئولیت از چه زمانی شروع میشود؟
🔹 اگر قبض اختیاری، تنفیذ (تأیید) عمل اکراهآمیز پیشین به حساب آید، متصرف را از زمان قبض اکراهآمیز نیز مسئول قرار میدهد.
🔹 اگر مال، امانت شرعی باشد، متصرف فقط از زمان قبض اختیاری، مسئولیت پیدا میکند.
💡 مثال: اگر همسایه از روز اول (زمان اکراه) مسئول باشد، باید خسارت احتمالی آن روزها را بپردازد. اما اگر امانت شرعی باشد، فقط از روزی که راضی شده و قبول کرده، مسئول است.
💡 سه نظر در فقه امامیه
در فقه امامیه، دربارهی این موضوع، سه نظر مختلف وجود دارد:
نظر اول: عقد ودیعه محقق میشود
📌 استدلال:
🔹 در این فرض، مالک اذن و نیابت در حفظ مال را داده است، اما به دلیل اینکه قبول نشده، ودیعه محقق نشده است.
🔹 در ودیعه و سایر عقود جایز، پیوسته بودن ایجاب و قبول ضرورتی ندارد و ممکن است بین آنها مدتی فاصله بیفتد.
🔹 حالا که مکره (امین) با قبض اختیاری، نیابت در حفظ مال را میپذیرد، عقد ودیعه محقق میشود.
💡 مثال: شما به همسایه گفتید «بسته را نگه دار» (ایجاب). او قبول نکرد. یک هفته بعد، همسایه میگوید: «قبول میکنم» (قبول). اینجا، عقد ودیعه از لحظهی قبول منعقد میشود، چون ایجاب شما هنوز باقی است.
نظر دوم: ودیعه از ابتدا تنفیذ میشود
📌 استدلال:
🔹 در جایی که مکره به اختیار از مال نگهداری میکند، در واقع ودیعه را از ابتدا تنفیذ (تأیید) مینماید.
🔹 بنابراین، باید از تاریخ عقد، او را امین شمرد و از تاریخ قبض، مسئول دانست.
💡 مثال: همسایه، یک هفته بعد که راضی میشود، یعنی قبول میکند که از ابتدا هم باید امین میبود. پس از همان روز اول (زمان اکراه) امین محسوب میشود.
نظر سوم: امانت شرعی است، نه ودیعه
📌 استدلال:
🔹 چون اذن مالک، قبلاً از طرف قبضکننده رد شده است، دیگر ایجاب معتبر نیست.
🔹 اگر به اختیار مال را در تصرف خود گیرد، باید آن را امانت شرعی به حساب آورد، نه ودیعه.
💡 مثال: شما به همسایه گفتید و او رد کرد. یک هفته بعد که راضی میشود، ایجاب شما دیگر اعتبار ندارد (چون مالک قبلاً آن را پس نگرفته بود، اما رد شدن توسط همسایه، ایجاب را از بین برده است). پس رابطهی آنها، امانت شرعی است، نه ودیعه.
✅ تحلیل نهایی: باید موارد را از هم تفکیک کرد
برای اینکه بتوانیم قضاوت درستی داشته باشیم، باید موارد گوناگون را از هم تفکیک کنیم:
حالت اول: امین قبلاً قبول کرده، اما از قبض خودداری کرده است
اگر امین، پس از قبول ودیعه، از قبض مال خودداری کند و مالک ناچار به اکراه شود:
🔹 باید عقد را در اثر فسخ امین، منحل شده دانست.
🔹 با انحلال عقد جایز، دیگر اذنی باقی نمیماند که قبض دوباره به منزلهی قبول آن باشد.
🔹 بنابراین، قبض دوباره، ودیعهای ایجاد نمیکند.
💡 مثال: خواهرتان قبلاً قبول کرده بود که طلاها را نگهداری کند، اما بعداً از گرفتن آنها خودداری کرد. شما او را مجبور کردید که طلاها را بگیرد. یک هفته بعد، او راضی میشود که از آنها نگهداری کند. اینجا، چون قبلاً عقد را فسخ کرده بود، دیگر ودیعهای شکل نمیگیرد.
حالت دوم: امین، ایجاب مالک را قبلاً رد کرده است
در موردی که ایجاب مالک را طرف خطاب نمیپذیرد و در نتیجه، اجبار به قبض میشود:
🔹 انکار او باعث از بین رفتن ایجاب میگردد.
🔹 قبض مجدد، اثری در انعقاد ودیعه ندارد.
🔹 چون اگر ودیعه عقد باشد، ایجاب آن، ارزشی بیش از قبول ندارد و به تنهایی، به ویژه در صورت رد طرف دیگر، باقی نمیماند.
💡 مثال: شما به همسایه گفتید و او رد کرد. یک ماه بعد که راضی میشود، ایجاب شما دیگر معتبر نیست و ودیعهای منعقد نمیشود.
حالت سوم: امین در نتیجهی اکراه قبول کرده، سپس تنفیذ میکند
اگر امین در نتیجهی اکراه، ودیعه را قبول کند و مال را به عنوان امانت نزد خود نگه دارد:
🔹 تنفیذ این عمل حقوقی که با قبض اختیاری اعلام شده است، عقد را از ابتدا نافذ میکند.
🔹 باید مال را در دست او، امانت مالکانه شمرد، نه امانت شرعی.
💡 مثال: شما همسایه را مجبور کردید که بسته را قبول کند. او هم قبول کرد، اما با اکراه. یک هفته بعد، او داوطلبانه میگوید: «باشد، خودم از آن نگهداری میکنم.» اینجا، چون او از ابتدا قبول کرده بود (هرچند با اکراه)، تنفیض او، عقد را از ابتدا نافذ میکند و او از همان روز اول، امین بوده است.
📎 پاورقی: نظرات فقیهان
📌 قاعدهی فقهی:
«على اليد ما أخذت حتى تؤدى» (بر عهدهی کسی است که چیزی را گرفته تا زمانی که آن را برگرداند).
📌 منبع: شهید ثانی، مسالک الافهام، جلد ۱، صفحه ۳۰۳.
📌 نظر صاحب جواهر:
صاحب جواهر، قصد متصرف را در تمیز عنوان حقوقی او مؤثر میداند. یعنی اگر متصرف، قصد امانتداری داشته باشد، امین است و اگر قصد غصب داشته باشد، غاصب است.
📌 منبع: شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، جلد ۲۷، صفحه ۱۰۰.
📌 تفاوت بین دو حالت:
بعضی از فقیهان گفتهاند که باید بین دو حالت تفاوت قائل شد:
🔹 حالت اول: جایی که متصرف، به عنوان مستودع (امین) و با قصد پذیرش نیابت، دست به قبض میزند.
🔹 حالت دوم: جایی که متصرف، چنین قصدی ندارد.
در حالت اول، او امین است و در حالت دوم، ضامن است.
📌 منبع: سید محمد مجاهد، مناهل، کتاب ودیعه - شهید ثانی، مسالک، جلد ۱، صفحه ۳۰۳.
📝 جمعبندی نهایی (با مثالهای کامل)
📌 اصل کلی: اکراه در قبض، مسئولیتی ایجاد نمیکند
چون ودیعه عقدی جایز است، هیچکس را نمیتوان مجبور به قبض مال کرد و اگر هم مجبور شود، مسئولیتی در حفظ آن ندارد.
💡 مثال: همسایه را مجبور میکنید بسته را قبول کند. اگر بسته خراب شود، همسایه مسئول نیست.
🧐 اگر امین بعداً راضی شود، چه میشود؟
سه نظر وجود دارد:
نظر اول: ودیعه محقق میشود
چون در عقود جایز، ایجاب و قبول نیازی به پیوستگی ندارند.
💡 مثال: شما گفتید و همسایه رد کرد. یک هفته بعد قبول کرد. عقد از لحظهی قبول منعقد میشود.
نظر دوم: ودیعه از ابتدا تنفیذ میشود
قبض اختیاری، به منزلهی تأیید عمل قبلی است.
💡 مثال: همسایه از همان روز اول، امین محسوب میشود و از همان روز مسئول است.
نظر سوم: امانت شرعی است
چون ایجاب قبلاً رد شده، دیگر اعتباری ندارد.
💡 مثال: همسایه رد کرده بود، پس ایجاب از بین رفته و دیگر ودیعهای شکل نمیگیرد.
✅ تحلیل نهایی: باید موارد را تفکیک کرد
حالت اول: امین قبلاً قبول کرده، اما از قبض خودداری کرده
عقد منحل شده و قبض دوباره، ودیعه ایجاد نمیکند.
💡 مثال: خواهرتان قبول کرده بود، اما بعداً خودداری کرد. شما او را مجبور کردید. یک هفته بعد راضی شد. چون عقد را فسخ کرده بود، دیگر ودیعهای شکل نمیگیرد.
حالت دوم: امین، ایجاب را رد کرده است
انکار امین، ایجاب را از بین میبرد و قبض مجدد، اثری ندارد.
💡 مثال: همسایه رد کرده بود، پس یک ماه بعد که راضی میشود، دیگر ایجاب معتبر نیست.
حالت سوم: امین با اکراه قبول کرده، سپس تنفیذ کرده است
تنفیذ، عقد را از ابتدا نافذ میکند و مال، امانت مالکانه است.
💡 مثال: همسایه با اکراه قبول کرده بود، یک هفته بعد داوطلبانه تنفیذ کرد. از ابتدا امین بوده و مسئول است.
📎 نکتهی فقهی:
قصد متصرف، در تعیین عنوان حقوقی او مؤثر است. اگر قصد امانت داشته باشد، امین است و اگر قصد غصب داشته باشد، ضامن است.
💡 نکتهی نهایی:
در اکراه در قبض، باید بین حالات مختلف تفاوت قائل شد. اگر امین، قبلاً عقد را پذیرفته و سپس از قبض خودداری کرده، عقد منحل میشود و قبض دوباره اثری ندارد. اگر ایجاب را رد کرده، ایجاب از بین میرود و ودیعهای شکل نمیگیرد. اما اگر با اکراه قبول کرده و سپس به اختیار تنفیذ کند، عقد از ابتدا نافذ میشود و مال، امانت مالکانه (ودیعه) محسوب میشود.
زمان مطالعه: 5 دقیقه
5 بازدید
0 نظر
پیشرفت شما: 0%
نظرات (0)
هیچ نظری برای این بخش ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر میدهید!